يار گلم ستاره ي قشنگ من گوشه نشين بي صدا دامن شب بيرون بيا از يار درخشان گلم گل عروس آسمون تو حجره نيلي شب بي نور بي غزل نمون يار گلم ستاره خورشيد نشون تيره نشون شعله بزن روشن بمون از چشم تاريك نترس وقتي مياد راه بزنه چاله سياهسر راهت بكنه كمون مهتاب روبگير بشين رو اوج شب من با تيرآفتاب چشات عقاب چشماش رو بزن بزار هواي صبح تو به گوچه ما بزنه مشعل رعناي تنت طلسم نور وبشكنه بگذار يك چشمه روشني بجوشه تو غربت ما
سلام به همه اي دوستاي گلم امروز دلم خيلي گرفته نمي دونم
نمي دونم چجوري براتون بگم بزاريد بر سر اصلا موضوع امروز يكي از روزهاي بد زنگي منه
امروز كسي كه دوستش داشتم آب پاكي رو ريخت رو دستم حرف آخر رو گفت
حرف آخر مثل لحظه اي مرگم بود آره ديگه دوستم نداره حتي از روز اول نداشت
عيبي نداره بي خيال دل ما رو كي به دلف ما اهميت ميده كه اين دومي باشه
فقط از همه اي اوناي كه اين نوشت رو مي خونه فقط يه انتظار دارم كه براي نازي من دعا كنه
اونم اينكه براي زهراي من دعا كنيد از خدا بخوايد كه اون هر چي دوست داره بهش بده
فقط براش دعا كنيد
آرزوي منم اينه كه براي زهراي من هيچ مشكلي پيش نيادغم تو دلش نباشه چشماش باروني نشه
فكرش راهت باشه
فقط می خوام اینو بدونی روزاهاو شبا با خیالت زندگی کردم
زهرا جون من موفق باشي اصلا فكر من نباش
+
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 4:14 توسط feri_6 4@نازنين جونم
|
